به نام خداسال ۹۷ با همه دردهایی که توی بارداری داشتم و استراحت مطلقی بودم و نمیتونستم استراحت کنم و باید به کوچولوهام رسیدگی میکردم تموم شد. اخرسال با اومدن پدرومادرم به منزلمون خوشحالیم رو دوچندان کرد. دلم میخواست بهشون خیلی خوش بگذره اما فقط من مزاحمشون بودم کمک به حالم بودن و اومدن کنارم باشن. و روزهایی که مادرم بود و میتونستم یکماه اخر رو استراحت کنم مهدی و مریم توی ۳۶و ۳۷ هفته به دنیا اومده بودن و چون از اوایل بارداری سومم مشکل داشتم داروهای خانم دکتر و لطف خدا کمک کرد تا اخرسال بچم دنیا
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
پسرم مهدی الان یازده سال و چهارماهشهدخترم مریم الان هفت سال و سه ماهشه
و ملینای عزیزم پنج سال و پنج ماهشه خدایا شکرت به خاطر همه چیزدرسته که زندگی پستی و بلندیهای خودش رو داره و ما هم خیلی توی این مدت از این پستی و بلندیا عبور کردیم ولی باز هم وسط راهیم. آقامهدی ما خیلی به فوتبال و الکترونیک علاقه داره. دوست داره روز و شب با وسایل الکترونیک کار کنه. توی درس ریاضیش خیلی قویه خداروشکر. و بسیار مراقب خواهراشه و باهاشون مهربونه. مریم خانوم ما هم کلاس دوم میره دختر باهوشم که همه چیز رو با سرعت یاد
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب: بارداری,
نویسنده: سام کوشکی
مریم کوچولو 27ام تیر دوماهش تموم شده. واکسن دوماهگیش خیلی درد داشت طفلی خیلی هم تب کرد، وقتی برای واکسن به بهداشت مراجعه کردم پرسیدن میخنده ایا صدا از خودش در میاره؟ با اینکه میکرد الان که حدود یک هفته میگذره خیلی خیلی بیشتر شده، الان فقط دلش میخواد یکی کنارش بشینه حرف بزنه و بخنده، در کل دخترمون خوش خنده هست خداروشکر خیلی هم سعی میکنه حرف بزنه و خواستشو بگه اما فقط من متوجه میشم.
دخترم وزن تولدش 2:600 بود و وزن دوماهگی5 کیلو. امیدوارم سلامت باشه همیشه.
برچسب: دوماهگی,
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب:
نویسنده: سام کوشکی
برچسب: بارداری,
نویسنده: سام کوشکی
برچسب: مادرانه,
نویسنده: سام کوشکی
برچسب: بارداری,
نویسنده: سام کوشکی