چهارسال نبودم - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 8:38
به نام خداسال ۹۷ با همه دردهایی که توی بارداری داشتم و استراحت مطلقی بودم و نمی‌تونستم استراحت کنم و باید به کوچولوهام رسیدگی میکر‌دم تموم شد. اخرسال با اومدن پدرومادرم به منزلمون خوشحالیم رو دوچندان کرد. دلم میخواست بهشون خیلی خوش بگذره اما فقط من مزاحمشون بودم کمک به حالم بودن و اومدن کنارم باشن. ...
به نام خدای زیبایی‌ها - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 8:38
پسرم مهدی الان یازده سال و چهارماهشهدخترم مریم الان هفت سال و سه ماهشه و ملینای عزیزم پنج سال و پنج ماهشه خدایا شکرت به خاطر همه چیزدرسته که زندگی پستی و بلندی‌های خودش رو داره و ما هم خیلی توی این مدت از این پستی و بلندیا عبور کردیم ولی باز هم وسط راهیم. آقامهدی ما خیلی به فوتبال و الکترونیک علاقه ...
چهارسال نبودم... - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 15:24
به نام خداسال ۹۷ با همه دردهایی که توی بارداری داشتم و استراحت مطلقی بودم و نمیتونستم استراحت کنم و باید به کوچولوهام رسیدگی میکردم تموم شد. اخرسال با اومدن پدرومادرم به منزلمون خوشحالیم رو دوچندان کرد. دلم میخواست بهشون خیلی خوش بگذره اما فقط من مزاحمشون بودم کمک به حالم بودن و اومدن کنارم باشن. و ...
مهدی به پیش دبستانی میره - تاریخ: 1397/10/4 ساعت: 8:00
به نام خدا امروز که اومدم بنویسم از روزهایی مینویسم که گذشت و در حال گذرن. از خردادماه امسال مهدی و رو به کلاسای نوباوه تابستانی فرستادیم تا نیمه شهریور به کلاسای تابستانی می رفت و من روزهایی که پدرش نب
شش ماهگی و هفت ماهگی مریم گلی - تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 19:06
به نام خدا روز 27xa0 آبان گل مریمی رو بردیم برای واکسن وزن 6600 دور سرش-41xa0خدای من هیچ تغییری نکرده خیلی وزن اضافه نکرد چهارماهگی">ماهگی 6 کیلو وزنش بود، دور سرشم 41 بعداز واکسن شش ماهگی که زد بعد از دوروز قطره آهن رو براش شروع کردم.xa0 دهم آذر برای چکاب نزد دکتر ارجاعی بردیم، گفت دو تا سه بار در ...
شش ماهگی و هفت ماهگی مریم گلی - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 7:38
به نام خدا روز 27xa0 آبان گل مریمی رو بردیم برای واکسن وزن 6600 دور سرش-41xa0 خدای من هیچ تغییری نکرده خیلی وزن اضافه نکرد چهارماهگی">ماهگی 6 کیلو وزنش بود، دور سرشم 41 بعداز واکسن شش ماهگی که زد بعد از دوروز قطره آهن رو براش شروع کردم.xa0 دهم آذر برای چکاب نزد دکتر ارجاعی بردیم، گفت دو تا سه بار در...
مهدی پسر گلم - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 7:38
به نام خدا مهدی گلم دیشب که میخواستم سبزی پاک کنم و بعد از خوابوندت خواهرش گفت مامان خسته هستی بهت کمک می کنم و طفلی توی سبزی پاک کردن کمکم کرد، مهدی ما قلب خیلی مهربونی داره سعی داره خواهرش رو سرگرم کنه تا بتونم کارامو انجام بدم و کلی شعر میخونه و به خواهرش میگه یاد گرفتی مریمی؟ وقتی مریم میاد سراغ...
من در ماه هشتم بارداری - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 9:45
به نام خدا مهدی دیگه کاملا حس کرده قراره به زودی خواهردار بشه. و منتظره تا نی نی دنیا بیاد. من هم این روزها سنگین ترشدم. تپش قلب شدید و تنگی نفس یه طرف و خستگیهای مداوم یه طرف دیگه باعث شده نتونم مثل ماههای قبل فعالیت کنم. در هفته گذشته که سونو رفتم
پایان دوماهگی مریم کوچولو - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 9:45
به نام خدا مریم کوچولو 27ام تیر دوماهش تموم شده. واکسن دوماهگیش خیلی درد داشت طفلی خیلی هم تب کرد، وقتی برای واکسن به بهداشت مراجعه کردم پرسیدن میخنده ایا صدا از خودش در میاره؟ با اینکه میکرد الان که حدود یک هفته میگذره خیلی خیلی بیشتر شده، الان فقط دلش میخواد یکی کنارش بشینه حرف بزنه و بخنده، در کل...
پنج ماهگی - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 9:45
به نام خدا مریم کوچولوی ما پنج ماهش تموم شد. وقتی نزد دکتر بردیم گفتن فرنی، حریره بادام و سرلاک رو از کم با فاصله یک هفته شروع کن. فعلا به بچم دوبار فرنی و حریره بادام میدم تا هفته بعد که سرلاک هم شروع کنم. ماشاءالله همه چیز می فهمه. بخواد باباش بغلش
روزهای نبودنم - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
در خرداد ماه امسال تصمیم گرفتیم یه خواهر یا بردار برای مهدی بیاریم و از تنهایی در بیاد برای همینم برای مشاوره و آزمایش قبل از بارداری به پزشک خوبم خانم دکتر قاسم خانی مراجعه کردم. ازمایشاتم خوب بود و خانم دکتر کلسیم و مولتی ویتامین و امگاسه بهم داد.
مهدی در انتظار نی نی - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا مهدی این روزها منتظر تا نی نی بزرگتر بشه و به دنیا بیاد، منتظره تا بزرگتر بشه بتونه مدرسه بره.مهدی در تمام این مدتها تقریبا تا حدودی نمازخوندن رو یاد گرفته. نقاشی رو بهتر میکشه. تا شماره پانزده میتونه بشماره. توی کیک پختن به مامانش کمک میک
من در ماه هشتم بارداری - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا مهدی دیگه کاملا حس کرده قراره به زودی خواهردار بشه. و منتظره تا نی نی دنیا بیاد. من هم این روزها سنگین ترشدم. تپش قلب شدید و تنگی نفس یه طرف و خستگیهای مداوم یه طرف دیگه باعث شده نتونم مثل ماههای قبل فعالیت کنم. در هفته گذشته که سونو رفتم
خستگی های مادرانه - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا امروز خسته تر از همیشه ام. خسته از تنهایی، دلتنگی و دوری.xa0روزها میگذرند اما حالم خوب نمی شود. خودم را با پختن کیک یا آشپزی سرگرم میکنم گاهی به تماشای تلویزیون می نشینم گاهی هم برای کودکم وقت میگذارم اما باز حالم خوب نمی شود.xa0 حالا که بیشتر
ماه آخر بارداری - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا چندروزه وارد نه ماهگی شدم در ماه هشتم بارداری کمی سعی کردم با انجام دادن کارهای زیاد در منزل از حالت ناراحتی در بیام برای همینم مشغلم زیاد بود چون میدونستم وارد نه ماه بشم دیگه خیلی از کارا انجامش سخته و باید کم کم هم آماده بشم. برای همینم
دخترم به دنیا اومد خداروشکر - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا امروز 26 اردیبهشته و ما همراه مامانم اول رفتیم برای اکو نرد دکتر قلب چون در تمام طول بارداری تنگی نفس، تپش قلب شدید داشتم و قادر به انجام کاری نبودم ولی مجبور بودم کارامو انجام بدم. نوار قلب و اکو کردم دکتر قلب هم گفت نباید چیزای ترش بخوری
چهل و چهار روزگی - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا الان که دارم پست میزارم دخملم 44 روزشه. خدایا شکرت. کمی بزرگتر شده. خیلی کش و قوس میره خیلی هم زور میزنه قرمز میشه.xa0دخترم شیر مادر میخوره و شیرخشک هم کمکی بهش میدم گاهی وقتا اونقدر بیقراری میکنه که دیگه نمیدونم چیکار کنم. برای آروم کردنش ه
پایان دوماهگی مریم کوچولو - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا مریم کوچولو 27ام تیر دوماهش تموم شده. واکسن دوماهگیش خیلی درد داشت طفلی خیلی هم تب کرد، وقتی برای واکسن به بهداشت مراجعه کردم پرسیدن میخنده ایا صدا از خودش در میاره؟ با اینکه میکرد الان که حدود یک هفته میگذره خیلی خیلی بیشتر شده، الان فقط دلش میخواد یکی کنارش بشینه حرف بزنه و بخنده، در کل...
چهارماهگی دخترم در تاریخ 27.06.96 - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا دخترم 27 ماه شهریور چهارماهش تموم شد. وزنش شش کیلو واکسن چهارماهگی رو زد و خیلی درد و بیقراری و تب داشت. وزنشم به گفته دکتر کمی کمه و فرنی رو شروع کردیم گاهی وقتا کمی بستنی یا کمی ابمیوه مثل اب سیب بهش میدم.xa0دخترم توی چهار ماه و نیمگی تونس
پنج ماهگی - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 12:26
به نام خدا مریم کوچولوی ما پنج ماهش تموم شد. وقتی نزد دکتر بردیم گفتن فرنی، حریره بادام و سرلاک رو از کم با فاصله یک هفته شروع کن. فعلا به بچم دوبار فرنی و حریره بادام میدم تا هفته بعد که سرلاک هم شروع کنم. ماشاءالله همه چیز می فهمه. بخواد باباش بغلش